آرمین دانشجوی تیزهوش کامپیوتر قادر به برقراری ارتباط با آدمها نیست و بیشتر وقت خود را با سایت کتابخوانی ساخته است. او در سایت کتابخوانی با ژاله دختری که فهرست کتابهای مورد علاقه اش شبیه به آرمین است آشنا میشود ژاله او را که مشکل مالی دارد برای کار با ساختمانی معرفی میکند که خودش در آنجا به عنوان گرافیست کار میکند....
آرمین دانشجوی تیزهوش کامپیوتر قادر به برقراری ارتباط با آدمها نیست و بیشتر وقت خود را با سایت کتابخوانی ساخته است. او در سایت کتابخوانی با ژاله دختری که فهرست کتابهای مورد علاقه اش شبیه به آرمین است آشنا میشود ژاله او را که مشکل مالی دارد برای کار با ساختمانی معرفی میکند که خودش در آنجا به عنوان گرافیست کار میکند. شرکت با بهمن رئیس شعبه آناهیتا نامزد بهمن هاله منشی فضول شرکت نادر رئیس هیئت مدیره شرکت مادر و مروارید همسر نادر و یکی از اعضای هیئت مدیره شرکت مادر آشنا میشود آرمین در این شرکت به عنوان منبع امنیت استفاده میشود و این شروع ماجراهای زندگی تازه اوست